yasna91

یسنا..... بهونه زندگی


  

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
[ جمعه بیست و ششم آبان 1391 ] [ 21:20 ] [ مامانی وبابایی ] [ ]


چه زود دو سال شد

سلام

انگار همین دیروز بود که به دنیا اومدی دو سال با تو بودن خیلی زود گذشت دیگه الان بزرگ شدن خیلی خوب معلوم میشه از رفتارت حرف زدنت دیگه شیر هم نمی خوری از روز 15 شعبان همون 25 خرداد پوشک هم استفاد ه نمی کنی و خیلی با نمک می گی مامان (بیم دسشویی)حرف زدنت هم خیلی کامل تر شده و البته جدیدا یه کم لجباز شدی  و هر چی بهت میگم می گی نه البته وقتی نگاه کردم از ویژگی های بچه های دو سال بود ولی امیدوارم زودتر تموم بشه .

امروز اومدم تولد دو سالگی تو تبریک بگم هر مرحله که تموم میشه یه سختی هایی هم تموم میشه ولی یه سختی های دیگه از بچه داری شروع میشه البته لذت هایی که با تو بودن داره همه اون سختی ها رو از بین می بره وبه همه شون می ارزه .

سالم و سلامت باشی گلم

[ جمعه سوم مرداد 1393 ] [ 17:11 ] [ مامانی وبابایی ] [ ]


دوباره سلام

این دفعه دو ماه شد نیومدم البته دو ماه شد که نذاشتی بیام واقعا سرگرمم کردی کلا کامپیوتر که تعطیل همش میای میگی که بده من نی نی بیارم .الان دیگه کامل جمله میگی با اون حرف زدن با نمکت که فقط من می فهمم چی می گی .دیگه بزرگ شدی و میری تو اتاق خودت بازی می کنی وقتی می خوایم بریم بیرون هم حتما عروسک و کیفت هم باید باهات باشن هر چقدر هم پیاده بریم خسته نمی شی و عروسکت رو نمی دی تازه امروز هم که گفتم بریم دستشویی یه جمله گفتی که فک من وبابایی افتاد گفتی ((حوصه ن ارم))حوصله ندارم .یه وقتم نباید بهتون بگیم آی که می گی آی نه یسنا.تازه برای خودت دوست هم پیدا می کنی عاشق بچه هایی و دوست داری باهاشون بازی کنی ولی رابطه برقرار کردن باهاشون رو نمی دونی .هر جا هم که یه کم آب ببینی باید حتما یه سنگ بندازی توش . راستی ولادت حضرت علی مشهد رفتیم که دو روز اول رو تو بازار واقعا اذیت کردی تو حرم هم دوست عراقی پیدا کردی باهاشون عکس هم گرفتی البته تنها جایی بود که گذاشتی ازت عکس بگیریم . خلاصه حرف زذنت خیلی بانمک شده مثل بزرگترا رفتار می کنی انگار کسی این کارا رو بهت یاد داده اگه بخوام بگم از یک کتاب بیشتر میشه . 

تو یه جمله بگم که ما که فدای اون رفتارای با نمکت می شیم  

[ یکشنبه هجدهم خرداد 1393 ] [ 23:33 ] [ مامانی وبابایی ] [ ]


عید شما مبارک

سال 92 هم تموم شد و وارد سال بعد شدیم مثل پارسال دوربین آماده بود تا لحظه تحویل سال عکس بگیریم و ما حواسمون به تو که به دوربین نگاه کنی در ضمن به سفره که به زحمت تونسته بودیم تا اون موقع از دستت سالم نگهش داریم .بعد از سال تحویل هم اولین کارگذاشتن  هفت سین داخل بوفه(به خاطر امنیت) بود و حاضر شدیم تا خونه مامان بزرگ و آقاجون بریم . خونه مامان بزرگ عمع مریم و عمو علی بودن یه کم اونجا بودیم و عکس گرفتیم و بعد به خونه آقا جون رفتیم اونجا هم عکس گرفتیم و تا حدود 12 بودیم بعد اومدیم که باز صبح به عید دیدنی بریم صبح هم خونه اقوام رفتیم که البته هنوز ادامه داره . 

سالی بهتر از هر سال داشته باشی Avazak.ir smili47 تصاویر زیباسازی وبلاگ (2)

[ شنبه دوم فروردین 1393 ] [ 18:4 ] [ مامانی وبابایی ] [ ]


دخترم خسته نباشی

 امروز اومدم تا فقط بهت خسته نباشی بگم که تو خونه تکونی اینقدر به من کمک کردی تقریبا هیچ کاری رو نذاشتی تا من تنها انجام بدم از مرتب کردن کمد گرفته که همه وسایل رو بر میداشتی تا تمیز کردن شیشه ها که شیشه پاک کن رو میبردی و رو میز رو تمیز می کردی( آحه دستت به شیشه نمی رسید) یا لباسا که اندختنشون تو ماشین کار تو بود موقع حرو کردن و جابه جایی وسایل تو از همه جلوتر بودی خلاصه حسابی زخمت کشیدی Avazak.ir smili28 تصاویر زیباسازی وبلاگ (2)

[ شنبه دوم فروردین 1393 ] [ 17:39 ] [ مامانی وبابایی ] [ ]


درخت یسنا

[ پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392 ] [ 15:5 ] [ مامانی وبابایی ] [ ]


یک روز برفی

[ سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 ] [ 18:20 ] [ مامانی وبابایی ] [ ]


بالاخره تموم شد

سلام عزیزم

بالاخره تموم شد واکسن 18 ماهگی رو میگم


ادامه مطلب
[ جمعه یازدهم بهمن 1392 ] [ 16:52 ] [ مامانی وبابایی ] [ ]


کدبانو کوچولو

سلام کدبانوی من می دونی چرا بهت میگم کدبانو؟آخه هر کاری که من می کنم شما هم باید انجام بدی وقتی جارو برقی رو روشن کنم باید جاروبرقی اسباب بازی تو رو هم بیارم موقع اتو کشی هم اتوی تو باید باشه تا با آهنگش رو اعصاب ما راه بری اگه لباس تا بزنم تو از من جلوتری هر چی رو هم بخوایم به تو بگیم برامون میاری .خلاصه یه کدبانوی به تمام معنا شدی.

راستی حرف ردن هم پیشرفت کردی البته الان یه دو هفته میشه می تونی دو کلمه رو به هم وصل کنی(بابای دردر)

  در ضمن هرچی که تو خونه داریم هم مال تویه همش میگی :منه,منه

تازه شعر تاب تاب عباسی و ببعی رو هم با کمک ما می خونی

پیروز وخوشبخت باشی دخترم

[ چهارشنبه یازدهم دی 1392 ] [ 19:48 ] [ مامانی وبابایی ] [ ]


طوطی شیرین سخن

گل خوشکل خوش خوش زبونم سلام

دیگه داری کم کم حرف زدن رو یاد میگیری و برای ما خوش زبونی میکنی و خودت رو بیشتر از اون که فکر کنی تو دل بقیه جا میکنی الان دیگه زبون مخصوص به خودت روداری که من هم باید پیوستت باشم تا بقیه بفهمن گه چی میگی .


ادامه مطلب
[ پنجشنبه هفتم آذر 1392 ] [ 8:11 ] [ مامانی وبابایی ] [ ]